قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3388

تاريخ الفي ( فارسى )

مغربى - كه به كرامات و خوارق عادات شهرت داشت - رفته ، « 1 » در اوّل شهر رمضان به دمشق درآمد . و از امراى عظيم الشأن [ عزّ الدّين ابو فليته ] قاسم بن مهناى علوى حسينى كه امير مدينهء طيبّه بود همراه صلاح الدّين بود . « 2 » و صلاح الدّين او را بسيار عزّت مىداشت و به صحبت او تيمّن و تبرّك مىجست . القصّه چون سلطان صلاح الدّين به دمشق درآمد ، جمعى از امرا به عرض او رسانيدند كه « مناسب آن است كه ملك سپاه را رخصت فرموده در اوطان خود چند روزى استراحت فرمايد . » صلاح الدّين در جواب ايشان گفت كه « معلوم نيست كه از عمر چه مقدار مانده و اين سه چهار قلعه ، كه عبارت از قلعهء صفد و كوكب و كرك و تبنين « 3 » باشد ، در ميان بلاد اسلام در دست فرنگان گذاشتن و استراحت كردن از شعار مسلمانى دور مىنمايد . » بنابراين ، در دمشق پنج شش روز توقّف فرموده روى توجّه به قلعهء كرك آورد . و چون مدتى مديد كه سپاه صلاح الدّين آن قلعه را محاصره داشتند به‌هيچ‌وجه نمىگذاشتند كه آزوقه به ايشان برسد ، در اين وقت كه صلاح الدّين به آن نواحى رسيد ، فرنگانى كه در آن قلعه بودند از كمى آزوقه به تنگ آمده كس به طلب امان نزد صلاح الدّين فرستادند . صلاح الدّين التماس ايشان را مبذول داشته همه را امان داده به جانب صور فرستاد و قلعه كرك را به معتمدى از خود فرستاده متوجّه قلعهء صفد گرديد . و بعد از اندك روز اهالى قلعه امان خواسته آن را تسليم صلاح الدّين نمودند و قلعهء شوبك « 4 » نيز مفتوح شد . امّا چون فرنگان صور خبر يافتند كه قلعهء صفد به دست صلاح الدّين درآمد ، با يكديگر گفتند كه « اكنون قلعهء كوكب اگر به آسمان رسيده كه او را سلطان صلاح الدّين خواهد گرفت ، و اگر آن قلعه را گرفت ديگر ما را دندان طمع از آن ولايت بالكلّيه بايد كند . پس مصلحت آن است كه ما جماعتى به امداد اهالى قلعهء كرك فرستاده از حال ايشان غافل نباشيم و هميشه به زاد و آلات حرب ايشان را امداد بايد نمود تا آن قلعه از دست ما نرود . » بنابراين ، دويست سوار از سپاه خود چيده ، با آلات حرب و خزانهء لايق روانهء قلعهء كرك ساختند . و امير اين جماعت كه در ميانهء فرنگان باوجود بزرگى نسب كمال حسب و عقل داشت ، در وقتى كه از قلعهء صور بيرون آمد با سپاه خود گفت [ 154 الف ] كه « ما را نوعى بايد كرد كه خود را به قلعهء

--> ( 1 ) . ابن اثير مىگويد قبل از رفتن به زيارت مرقد ابو زكرياى مغربى ، صلاح الدّين « خود را بر آرامگاه عمر بن عبد العزيز انداخت و آرامگاه او را زيارت كرد . » ( 2 ) . علّت همراهى وى با صلاح الدّين ، زيارت قبور بزرگان دين و ديدن پيروزىهاى صلاح الدّين بود . ( 3 ) . تبنين : شهرى است در كوه‌هاى بنى عامر و مشرف بر شهر بانياس ، بين دمشق و صور . - معجم البلدان . ( 4 ) . رجوع شود به پاورقى 4 ، صفحهء 3351 كتاب .